فصل سوم: اجتناب از برخوردهای محكوم به شكست
تهدید
برای بسیاری از كودكان تهدید به منزله دعوت به رفتار نامناسب میباشد. اكثر
بچهها در مقابله با تهدید رفتار منع شده را تكرار میكنند.
رشوه
رشوه دادن نیز همانند مورد قبل روشی است كه قطعا با شكست مواجهه خواهد شد.
اشكالات اخلاقی بسیاری نیز در مورد پاداشهایی كه بصورت رشوه استفاده شوند وجود
دارد. بسیار مفیدتر و لذتبخشتر است كه جایزه را بدون اینكه آن را از قبل
اعلام كنیم و كاملا بدون انتظار كودك، به او بدهیم. جایزه باید نشانگر شناخت و
قدردانی ما باشد.
قولها
به بچهها نه باید قولی داده شود و نه قولی گرفته شود. روابط ما با فرزندانمان
باید بر اساس اعتماد پایه گذاری شود. نباید از كودكان خواست تا در ورد خوب
رفتار كردن در آینده، یا قطع رفتار بد گذشته، قول بدهند.
طعنه
سدی محكم در مقابل فراگیری. یك خطر جدی برای بهداشت روان كودك، پدر یا مادری
است كه هنر طعته زدن مسلح است. چنین والدینی ممكن است خود واقف به این امر
نباشند كه گفتار آنها حملاتی است كه ضد حملاتی را طلب میكند. گفتار طعنهآمیز
هیچ حایی در تربیت كودكان ندارند. ما نباید اجر و مقام كودك را چه در نظر خودش
چه در نظر دوستانش پایین آوریم.
سیاستی در مقابل دروغگویی
چرا كودكان دروغ میگویند؟- گاهی به این دلیل كه به آنها اجازه داده نمیشود
راست بگویند. ما باید بتوانیم راستگوییهای ناراحت كننده را نیز مانند
راستگوییهای لذتبخش تحمل كنیم. كودك از عكسالعملهایی كه نسبت به ابراز
احساساتش میبیند میآموزد كه آیا صداقت بهترین روش زندگی است یا نه.
دروغهایی كه حقایقی را بیان میكنند- وقتی كودكان برای راستگویی تنبیه شوند،
به خاطر دفاع از خود دروغ میگویند. دروغ ، حقایقی درباره ترسها و آرزوهای
كودك به ما نشان میدهند. روش معقول برای برخورد با یك دروغ این است كه به جای
اینكه محتویات دروغ را تكذیب كنید و یا گوینده آن را محكوم كنیم، به كودك نشان
دهیم كه مفهوم حرف او را درك میكنیم.
دروغهای اجباری- والدین نباید از كودكان خود سوالاتی بكنند كه احتمالا باعث
پاسخ دروغ از ناحیه آنها شود. كودكان از سوالهایی كه مانند تله هستند،
تنفر دارند.
روش برخورد با عدم صداقت- سیاست ما در مقابل دروغگویی بسیار روشن است: از یك
طرف، ما نباید نقش بازپرس را بازی كنیم و اعتراف بخواهیم یا یك موضوع بزرگ
خیالی از آن بسازیم. ما نبایأ كاری كنیم كه بچه جهت دفاع از خود مجبور به
دروغگویی شود. وقتی كودك دروغ میگوید، نباید عكسالعملی مبتنی بر موعظه و
عصبانیت داشته باشیم بلكه باید عكسالعمل ما مبتنی بر حقایق و واقعیات باشد.
دزدی
هنگامیكه كودك چیزی
را كه متعلق به او نیست را به خانه میآورد از موعظه كردن و بزرگ كردن مسئله
باید خودداری شود. میتوان با حفظ آبروی كودك او را به راه درستكاری هدایت
نمود.
خیلی مهم است كه كودك را دزد یا دروغگو نخوانیم. بسیار مفید تر است اگر به او
متذكر شویم كه انتظار داریم او نیازهای مالیاش را با ما در میان بگذارد.
تعلیم ادب: باادبانه یا بیادبانه
ادب هم یك خصوصیت شخصیتی است و هم یك مهارت اجتماعی. ریزهكاریهای اخلاق
اجتماعی را نمیتوان با پتك یاد داد. همچنین برای تعلیم ادب نباید بیادب بود.
اگر او خود را بچهای بیادب فرض كند، از آن به بعد سعی خواهد كرد كه طبق آن
رفتار كند. دیدار از دوستان و آشنایان موقعیت بسیار خوبی است برای اینكه به
كودكان خود ادب بیاموزیم.

