http://arius.blogfa.com
 
invitation to religion

وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من
نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو
دست نمای خلق شد قامت چون هلال من
پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی
می‌رسد و نمی‌رسد نوبت اتصال من
خاطر تو به خون من رغبت اگر چنین کند

هم به مراد دل رسد خاطر بدسگال من
برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد

فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من
چرخ شنید ناله‌ام گفت منال سعدیا
کآه تو تیره می‌کند آینه جمال من

نوشته شده در تاريخ Fri 1 Jun 2012 توسط ariusabdulahad
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک