|
|
|
ابراهيم يونسي، استاد ناديده چند نسل از داستان نويسان
| 20 بهمن 1390 ساعت 16:58 |
خبرگزاري
كتاب ايران(ايبنا)، فرزام شيرزادي،داستان نويس و روزنامه نگار:
داستاننويس همين كه شروع به نوشتن ميكند و خود را در موجوديت نويسنده باز
مييابد و به جا ميآورد، يكي از شريفترين، نجيبترين و انسانيترين
كارها را انتخاب كرده است.
اين كه در اين راه مشقت بار، نوشتههايش
چقدر براي همنسلان او و ديگراني كه ميخواهند پا در مسير حرفه، مشغله و
دلبستگي فكري، ذهني و هنري او بگذارند تأثيربرانگيز است اهميتي اساسي دارد و
ستايش برانگيز است؛ آن كه زندگي و حيات انسانياش را صرف آگاهي ديگران و
آنچه را در اين وادي نصيبش شده چراغ راه آينده همقلمانش ميكند.
ابراهيم
يونسي، استاد ناديدهام، آموزگار ديده و ناديده بسياري از آناني بود و
هست كه مشغلهشان داستان و داستاننويسي است؛ از بسياري از آناني كه يك يا
چند داستان كوتاه نوشتهاند گرفته تا آنها كه شباهنگام هم خواب داستان
ميديدند و ميبينند و داستان با روح و حيات مستدامشان در اين عرصه سرشته
شده است.
يونسي اگر فقط كتاب ارزشمند «هنر داستاننويسي» را هم
نوشته بود جايگاهي شايسته و درخور در داستاننويسي معاصر ايران ميداشت؛
استادي دوستداشتني كه به واسطه نوشتن اين كتاب به چند نسل از
داستاننويسان فارسيزبان اصول داستاننويسي و شگردهاي داستاني نويسندگاني
را از سراسر جهان آموخت و هنوز هم كتابي در قد و قواره هنر داستاننويسي
او منتشر نشده است.
حالا استاد مهربان داستاننويسي و مترجم و
نويسنده ارجمند ابراهيم يونسي پلك بر هم گذاشته و براي هميشه ما را ترك
كرده است. از پشت ميز نيمخيز ميشوم. كتابي قطور را با جلد سبز شوميز از
لابهلاي كتابها برميدارم. كف دست بر جلد كتاب ميكشم و صفحهاي را به
شانس باز مي كنم. صفحه شش از فصل اول هنر داستان نويسي است. ابراهيم يونسي
نوشته است: «داستان كوتاه را ميتوان به ياري خصوصيات زير از ديگر آثار
بازشناخت:
1 ـ طرح منظم و مشخصي دارد.
2 ـ يك شخصيت اصلي دارد.
3 ـ اين شخصيت، در يك واقعه اصلي ارايه ميشود.
4 ـ به صورت «كلي» كه همه اجزاي آن با هم پيوند متقابل دارد شكل ميبندد.
5 ـ تاثير واحدي را القا ميكند.
6 ـ كوتاه است.»
مرجع : http://www.ibna.ir/vdcbf9b8arhb5sp.uiur.html

